ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 35744
تاریخ انتشار : 22 مهر 1392 16:11
تعداد بازدید : 2161

تطبيق انديشه هاي مظهر عشق و عرفان،مولوي، و سلطان العاشقين ابن فارض

عرفان مكتبي فكري و فلسفي است كه سالك را از راه طريق شناخت حق و حقيقت بر مبناي كشف و شهود عارفان به سرمنزل مقصود مي رساند. عرفان و تصوّف اسلامي بيشتر مبتني بر قرآن و احاديث است.

چكيده :

          عرفان مكتبي فكري و فلسفي است كه سالك را از راه طريق شناخت حق و حقيقت بر مبناي كشف و شهود عارفان به سرمنزل مقصود مي‌رساند. عرفان و تصوّف اسلامي بيشتر مبتني بر قرآن و احاديث است. عرفا مفاهيم قرآن و احاديث را  به باطن انسان و جهان درون تطبيق داده و در نهايت انديشه‌اي ناب عرضه نمودند. خرد خسرواني و اشراق مرده ريگ ايران با در آميخته‌ شدن با بعضي مشرب‌هاي عرفاني جهان شرق در نُضج و كمال عرفان و تصوّف نقش بسزايي داشت. سلوك عملي و معاملات عرفاني و تجربيّات سلوك صوفيان تا قرن هفتم پشتوانة گرانبهاي تصوّف و عرفان مي‌باشد. امّا در قرن هفتم با ظهور محيي‌الدين و شاگردان او تحوّلي شگرف در عرفان و تصوّف به وجود آمد. محيي‌الدين تجربيّات و معاملات عرفاني متقدمين را به صورتي علمي و فلسفي تحت عرفان نظري ارائه داد و به تعبيري بين فلسفه و عرفان ارتباط برقرار كرد. در اين عهد دو شخصيت سترگ، يعني مولانا و ابن‌فارض خوش درخشيدند. مولانا بنا به سیرة پیران طریقت به معاملات عرفاني پرداخت، امّا با این کیفیّت در مثنوي خويش كه دكان وحدتش ناميد از ذكر مباحثي چون وحدت وجود و وحدت شهود ابايي نداشت. با اين تفاوت كه وحدت وجود مولانا با وحدت وجود محيي‌الدين دقيقاً يكسان نبود. ابن‌فارض در شور و مستي و عشق و جمال و جلال چونان محيي‌الدين و مولانا بود و كلام او بيشتر صبغة وحدت وجودي داشت. اگرچه گاهي به مذاق وحدت شهوديان سخن مي‌گفت. تطبيق انديشه مولانا و ابن‌‌فارض از اهم مطالبي است كه مطمح نظر ما مي‌باشد و در اين مقاله پيرامون مباحثي چون جمال و جلال ، عشق و سماع، عقل،‌تعدّد اديان،‌ زيباپرستي عرفاني و ... سخن به ميان آمده است.

واژگان كليدي :

عرفان، ابن‌فارض، مولوي،‌عشق، وحدت وجود، وحدت شهود.

نویسندگان

دكتر محمّدعلي ابوالحسني

دکتر نصرالله شاملی

 

کد دريافت متن کامل مقاله:FE001


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
 
 
 

حديث

 

يَكْتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلاثا: حُسْنَ الثِّقَةِ بِهِ، وَالْمَحَبَّةَ لَهُ، وَالْمَهابَةَ عَنْهُ؛

راستگو با راستگويى خود، سه چيز را به دست مى‏آورد: اعتماد، محبت و شكوه (در دل‏ها).

غررالحكم، ج 6، ص 480، ح 11038؛ دوستى در قرآن و حديث، ص 108.